أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
418
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
ممكن نيست . ( 289 ) 9 / 22 « فطانت » . « فطانت » : « الفطنة و الفطانة و الفطانية : دريافتن . » ( كتاب المصادر ، ص 218 ؛ تاج المصادر ، ج 1 ، ص 282 ) ؛ به معناى « زيركى و هشيارى » هم هست ( نگر : فرهنگ فارسى دكتر معين ) و در متن ما به همين معناست . ( 290 ) 9 / 23 « لغت ايشان . . . . . . » جايگاه نقطة چينها را كاغذى ( گ . كاغذ مرمّت ) پوشانده است . شايد باشد : « نمىدانست » . قسمتى از پايان ضبط دستنوشت كه از زير كاغذ بيرون مانده است ، به شكل « ست » به نظر مىرسد . ( 291 ) 9 / 23 « جهوذانرا گفت : . . . » . سنج : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى ، چ شعرانى ، ج 1 ، ص 280 . ( 292 ) 9 / 24 « خطاب نكنيذ » ، « نيابند » . جايگاه « نكنيذ » و « نيابند » در دستنوشت ، آسيب ديده ست . شايد ما بدقّت نتوانسته باشيم بخوانيم . ( 293 ) 10 / 2 « ابىّ كعب » . ابىّ بن كعب ( م ح 19 تا 36 ق ) انصارى خزرجى نجارى و از اصحاب پيامبر أكرم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و از مواليان و مدافعان امير مؤمنان امام على - عليه أفضل صلوات المصلّين - بوده است . در غزوهء بدر شركت داشته است و بيعت عقبه را ديده است . وى از كاتبان وحى بود و در شمار طبقهء يكم قاريان و تفسير گران قرآن است . در حديث صحيحى از امام صادق - عليه السّلام - آمده است كه فرمودند : « . . . ما بر قرائت أبى ( قرآن را ) مىخوانيم » . او را از دوازده نفرى كه خلافت ابو بكر را رد كردند و بر او اعتراض نمودند ، برشمردهاند . از ابى روايت كردهاند كه گفت : « عصر روز سقيفة به جمع أنصار گذشتيم . پرسيدند : از كجا مىآيى ؟ گفتم از نزد اهل بيت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله . گفتند : در چه حالى آنان را ترك گفتى ؟ پاسخ دادم : چه حالى دارند قومي كه هنوز خانهء آنها جاى پاى جبرئيل است و منزلگاه رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - ، ولى امروز ديگر حكومت از دستشان خارج شده و از ايشان ، دور گرديده است . سپس گريست و حاضران به گريه افتادند » . ( نقل به تلخيص و تحرير از : دائرة المعارف تشيّع ، ج 1 ، ص 450 و 451 ) . شهرستانى در مفاتيح الأسرار آنگاه كه از صحابهء تفسيرگر سخن رانده ، نام « ابىّ بن كعب » را پس از « عبد اللّه بن مسعود » ياد نموده است ( ص 17 ب ) . ( 294 ) 10 / 3 « واپس دار ما را » . از درستى قرائتم اطمينان ندارم . واپس داشتن : در متن ما - در حقيقت - ترجمهاى است براى « تأخير » . پيشينگان « واپس افكندن » و « سپس گذاشتن » و « واپس گذاشتن » و « واپس بردن » ( نگر : لغتنامهء دهخدا ، ذيل « تأخير » ) را هم در ترجمهء اين واژه به كار بردهاند . گواههاى كاربرد « واپس داشتن » و « باز پس داشتن » را در ترجمهء « تأخير » ، نگر در : فرهنگنامهء قرآنى ، ج 1 ،